ديسک مقصود[کامپيوتر]

کامپيوتر هدف

هدف ، حد و مرز[تربيت بدنى]هدف[تجارت خارجى]تخته هدف ، سيبل ، هدف ، گل ، هدف فرود هدف شمشيرباز ، سينه حريف[ورزشى]نقطه برداشت يا قرائت[معمارى]هدف ، اماج ، سپر[علوم نظامى]اماج[روانشناسى]نشان[الکترونيک]هدف مشخص [ اماج[] اقتصاد]نشانگاه ، هدف ، نشان ، هدف گيرى کردن ، تير نشانه

پر کردن شيبدار[الکترونيک]

حامل نوار[کامپيوتر]حامل نوار

حلقه نوار[کامپيوتر]

سيستم عامل نوار[کامپيوتر]

نشان نوار[کامپيوتر]

اتاق مخصوص نگهدارى نوار[کامپيوتر]کتابخانه نوارها

بايگان نوار[کامپيوتر]

برچسب نوار[کامپيوتر]برچسب نوار

[ --> magnetic tape unitکامپيوتر]

نوار گردان ، نوار چرخان ، نوار ران ، دستگاه نوارخوان[کامپيوتر )tape deck(]نوار ران ، نوار چرخان

نوار چرخان ، نوار ران[کامپيوتر )tape drive(]نوار ران ، نوار چرخان

مقايسه کننده نوار[کامپيوتر]

کد نوار[کامپيوتر]

کاست نوار[کامپيوتر]

کارتريج نوار[کامپيوتر]

دستگاه پشتيبانى نوار[کامپيوتر]

نوار ، نوار بستن[کامپيوتر]تايپت ، تپت ، وسيله تبديل حرکت دورانى به حرکت خطى[علوم مهندسى]نوار خط پايان ، نوار پهن بالاى تور[ورزشى]نوار[هواپيمايى]نوار ، روى نوار ضبط کردن نواربردارى کردن[علوم نظامى]نوار ، نوارچسب[عمران]نوار، بانوار بستن ، نوار ضبط صوت ، نوار چسب ، نوار زدن ، ضبط کردن

مدار وسط[الکترونيک]

اهسته زدن ، ضربت اهسته ، شير ، سوراخ ، توپى[علوم مهندسى]ضربه محکم که تنها يک ميله را جا بگذارد [ بولينگ[] ورزشى]قلاويز[هواپيمايى]قلاويز ، شير ، توپى[معمارى]اتصال وسط[الکترونيک]شير اب ، ضربت اهسته ، ضربات اهسته وپيوسته زدن ، شير اب زدن به ، از شير اب جارى کردن ، بهره بردارى کردن از، سوراخ چيزيرا بند اوردن

لامپ تانتالى[الکترونيک]

مدار مخزنى[الکترونيک]

مخزن[شيمى]مخزن[علوم مهندسى]باخت عمدى ، استخر[ورزشى]تانک ، مخزن[هواپيمايى]تانک ، تانکر حمل سوخت ، تانکر ، حوض مخزن ، باک ماشين ، ماشين سوخت[علوم نظامى]مخزن[عمران]لامپ مخزنى[الکترونيک]تانک ، مخزن ، حوض ، درتانک جاى دادن ، در مخزن جاى دادن

سود محسوس[کامپيوتر]

گالوانومتر تانژانتى[الکترونيک]

کامپيوتر شخصى سازگار با ريزکامپيوتر[ IBM XT کامپيوتر]

شرکت[Tandy کامپيوتر]

حرکت قطارى[الکترونيک]

اتصال ابشارى[الکترونيک]

کامپيوترهاى پشت سرهم[کامپيوتر]

بازتابنده[الکترونيک]مذاکرات پنهانى وزير جلى داشتن ، رشوه دادن ، مداخله وفضولى کردن ، ناخنک مردن

نظريه اعداد[کامپيوتر]

اثبات نظريه[کامپيوتر]

الگو[کامپيوتر]بافت[زيست شناسى]بافت[شيمى]بافت ، تار و پود[علوم مهندسى]بافت ، ساخت ، ترکيب[معمارى]بافت ، طرز قرار گرفتن ذرات خاک نسبت بهم[عمران]بافت[روانشناسى]بافندگى ، شالوده ، بافته ، پارچه منسوج ، بافت ، تاروپود، داراى بافت ويژه اى نمودن

پنجره متن[کامپيوتر]

سيستم متن[کامپيوتر]

پردازش متن[کامپيوتر]

فايل نوشتارى ، فايل متن[کامپيوتر]

ويرايشگر متن[کامپيوتر]

ويرايش متن[کامپيوتر]

جدول نوشتارى[کامپيوتر]

متن[کامپيوتر]متن ، نص[فقهى]متن ، نص ، موضوع[حقوق]متن ، اصلى[ورزشى]نوشته ، کتاب[اقتصاد]متن ، نص ، موضوع ، کتاب درسى ، مفاد

لامپ تترود ، لامپ چهار قطبى[علوم مهندسى]لوله ترمويونيک داراى چهار الکترود[هواپيمايى]لامپ چهار قطبى[الکترونيک(]برق )لامپ چهار قطبى

دندان ارميچر[الکترونيک]

انتقال تکنولوژى[کامپيوتر]

تکنولوژى[کامپيوتر]تخصص شناسى ، صنعت شناسى ، حرفه شناسى شناخت دانشى ، تکنولوژى[علوم مهندسى]فنشناسى[معمارى]فن شناسى ، ابزارشناسى ، تکنولوژى[روانشناسى]فن شناسى ، دانش فنى ، تکنولوژى[اقتصاد]اشنايى باصول فنى ، فن شناسى ، تکنولوژى ، فنون ، شگرد شناسى

نويسنده فنى[کامپيوتر]

کامپيوتر سخنگو[کامپيوتر]


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی