مادگى تلفن[علوم مهندسى]جک تلفن[الکترونيک]

فيوز تلفن[الکترونيک]

مرکز تلفن خودکار[علوم مهندسى]مرکز تلفن[علوم نظامى]مرکز تلفن[الکترونيک]

بند تلفن[الکترونيک]

کانال تلفن[الکترونيک]

خازن تلفن[الکترونيک]

کابل تلفن[علوم مهندسى]کابل تلفن[الکترونيک]

تلفن[علوم مهندسى]تلفن[الکترونيک]دورگو، تلفن ، تلفن زدن ، تلفن کردن

تله نت ، شبکه مخابراتى[کامپيوتر]

تله نت ، شبکه مخابراتى[کامپيوتر]

دورسنجى ، اندازه گيرى از دور ، مسافت سنجى[کامپيوتر]اندازه گيرى يک کميت يا کيفيت[هواپيمايى]تله مترى ، مسافت سنجى راديويى[علوم نظامى]دور سنجى ، اندازه گيرى از دور، مسافت سنجى ، چندى سنجى از راه دور

ارزيابى کردن موشکها ، مسافت سنجى کردن مسافت سنجى[علوم نظامى]اندازه گيرى از دور[الکترونيک]

استفاده از ارتباطات راه دور[کامپيوتر]

نقطه تلاقى راه دور و پردازش خودکار اطلاعات[کامپيوتر]

مخابراتچى[علوم نظامى]افسر مامور رمز ومخابرات نيروى دريايى

دورنگارى ، تلگرافى[کامپيوتر]دورنگارى ، تلگرافى ، فن تلگراف ، تلگراف

تلگرافن[الکترونيک]

شستى تلگراف[الکترونيک]

الفباى تلگراف[الکترونيک]

رله صداده[الکترونيک]

تکرارکننده[الکترونيک]

رله تلگراف[الکترونيک]

تلگراف کردن ، تلگراف[علوم مهندسى]تلگراف[الکترونيک]دور نگار، تلگراف ، دستگاه تلگراف ، مخابره تلگرافى

نسخه بردارى از راه دور[کامپيوتر]

کنفرانس از راه دور[کامپيوتر]کنفرانسى که چند نفر از مناطق دور با هم انجام مى دهند[علوم نظامى]

ارتباط برقرار کردن راه دور[کامپيوتر]

متخصص ارتباطات راه دور[کامپيوتر]

روش دستيابى ارتباطات از راه دور[کامپيوتر]

ارتباطات از دور ، ارتباطات راه دور[کامپيوتر]ارتباط تلگرافى ، مخابرات تلگرافى[علوم نظامى]ارتباط از دور

ارتباطات از دور ، ارتباطات راه دور[کامپيوتر]ارتباط تلگرافى ، مخابرات تلگرافى[علوم نظامى]ارتباط از دور

ترافيک ارتباطات ، ترافيک مخابرات[علوم مهندسى]

تکنيک ارتباطات ، تکنيک مخابرات[علوم مهندسى]

پبکه ارتباطات ، شبکه مخابرات[علوم مهندسى]

مخابرات تلفنى وغيره از مسافات دور، ارتباط دور برد

پشتيبانى فنى[کامپيوتر]

ضامن مولد[الکترونيک]اذيت کننده ، شانه کننده پشم

پارگى تصوير[الکترونيک]سخت ، تند

پارگى تصوير[الکترونيک]

Time Division Multiplexing، تسهيم زمانى[کامپيوتر]

Task Control Block، بلاک کنترل کار[کامپيوتر]

Telecommunications Access Methodروش دستيابى ارتباطات دور[کامپيوتر]

TeraByte، يک تريليون بايت[کامپيوتر]

توصيف گر حالت کار ، توصيف کننده وضعيت وظيفه[کامپيوتر]

مديريت کار ، مديريت وظيفه[کامپيوتر]

بلاک کنترل کار ، بلاک کنترل وظيفه[کامپيوتر]

وظيفه ، کار ، تکليف[کامپيوتر]وظيفه[فقهى]تکليف ، وظيفه ، کار[علوم مهندسى]کار ، وظيفه[حقوق]ماموريت ، وظيفه ، کار ، تکليف ، شغل[علوم نظامى]تکليف[روانشناسى]وظيفه ، کار[اقتصاد]کار، وظيفه ، تکليف ، امرمهم ، وظيفه ، زياد خسته کردن ، بکارى گماشتن ، تهمت زدن ، تحميل کردن

تعرفه[کامپيوتر]تعرفه[تجارت خارجى]تعرفه ، نرخ ، عوارض ، تعرفه گمرکى[حقوق]تعرفه ، فهرست نرخها[بازرگانى]تعرفه[معمارى]تعرفه گمرکى[اقتصاد]تعرفه ، تعرفه گمرگى ، تعرفه بندى کردن

برنامه مقصود ، برنامه هدف[کامپيوتر]

بازارى که سخت افزار يا نرم افزار مخصوصا براى ان طراحى شود[کامپيوتر]

زبان مقصود[کامپيوتر]زبان هدف


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی