کليد فرگير [ فرستنده - گيرنده[] الکترونيک]

کليد فرگير [ فرستنده - گيرنده[] الکترونيک]

Tracks Per Inch، شيار در اينچ ، تعداد شيار در هر اينچ[کامپيوتر]

TeleProcessing، پردازش از راه دور[کامپيوتر]

ضريب تاونزند[الکترونيک]

شمع موتور دو تکه[الکترونيک]

تلفن دکمه اى در سيستم هاى پردازش از راه دور[کامپيوتر]

تابلو حساس به تماس[کامپيوتر]

صفحه حساس به تماس[کامپيوتر]

صفحه نمايش حساس لمسى[کامپيوتر]

صفحه نمايش لمسى[کامپيوتر]

صفحه حساس به تماس[کامپيوتر]

سيستم کامل[کامپيوتر]

ظرفيت کلى الکترد[الکترونيک]

سطح مقطع موثر کل[الکترونيک]

دامنه کل نوسان[الکترونيک]

Tape Operation System، سيستم عامل روى نوار مغناطيسى[کامپيوتر]

مديريت سطح بالا[کامپيوتر]

برنامه سازى از بالا به پايين[کامپيوتر]

جعبه ابزار[کامپيوتر]جعبه ابزار[شيمى]جعبه ابزار

وسيله[کامپيوتر]ابزار[شيمى]قلم تراش ، ابزار کار[علوم مهندسى]ابزار ، الت[عمران]الت ، افزار، ابزار، اسباب ، الت دست ، داراى ابزار کردن ، بصورت ابزار دراوردن ، شکل دادن ، مجهز کردن

کارتريج جوهر[کامپيوتر]

جوهر ، تونر[کامپيوتر]

پيچ اهنگ[الکترونيک]

صدا ، درجه تيرگى و سايه دار بودن رنگ در گرافيک کامپيوترى[کامپيوتر]به رنگ مطلوب دراوردن ، رنگ ، صوت ، صدا[علوم مهندسى]سايه روشن ، سايه روشن عکس هوايى[علوم نظامى]صوت ، نت ، تونوس ، کشيدگى طبيعى عضله حال و هوا[روانشناسى]اهنگ[الکترونيک]صدا، اهنگ ، درجه صدا، دانگ ، لحن ، اهنگ داشتن ، باهنگ در اوردن ، سفت کردن ، نوا

صدا ، درجه تيرگى و سايه دار بودن رنگ در گرافيک کامپيوترى[کامپيوتر]به رنگ مطلوب دراوردن ، رنگ ، صوت ، صدا[علوم مهندسى]سايه روشن ، سايه روشن عکس هوايى[علوم نظامى]صوت ، نت ، تونوس ، کشيدگى طبيعى عضله حال و هوا[روانشناسى]اهنگ[الکترونيک]صدا، اهنگ ، درجه صدا، دانگ ، لحن ، اهنگ داشتن ، باهنگ در اوردن ، سفت کردن ، نوا

روادارى ، روايى[زيست شناسى]اباحه[فقهى]خورند ، تلرانس[علوم مهندسى]دامنه تغييرات ، حد تغييرات ، اختلاف قابل اغماض[بازرگانى]بيشترين اختلاف مجاز بين ابعاد واقعى و اسمى يک قطعه[هواپيمايى]تفاوت مجاز ، حدود قابل تحمل ، مرز گذشت ، روادارى ، حد ترخيص[معمارى]تحمل[عمران]تحمل ، روادارى[روانشناسى]خطاى مجاز[الکترونيک]تحمل ، تاب ، مدارا، سعه نظر، اغماض ، تحمل ، بردبارى ،( طب )قدرت تحمل نسبت بدارو يا زهر

شبکه نشانه حلقه اى[کامپيوتر]

گذراندن نشانه[کامپيوتر]

نشانه[کامپيوتر]ژتون[روانشناسى]نشانه ، نشان ، علامت ، نشانى ، يادگارى ، رمز، معجزه ، علامت رمزى ، کلمه رمزى ، علامت مشخصه ، يادگار، يادبود، اجازه ورود، بليط ورود

سويچ چند وضعيتى ، کليد چند وضعيتى[علوم نظامى]کليد اهرمى[الکترونيک]گزينه ضامنى

کليد تبديل ، مبدل[کامپيوتر]

مربوط است به هر دستگاهى که داراى دو حالت پايدار است ، تبديل ، تبديل کردن ، ضامن[کامپيوتر]گيره ، قلاب[علوم دريايى]خار ، پين ، محور کوتاه و باريک ، سويچ چند وضعيتى ، تغيير وضع دادن[علوم نظامى]ضامن ، ميخ يا پيچ اتصالى حلقه زنجير، ميله عرضى انتهاى زنجيريابندبراى پيچاندن وکنترل ان

توان سنج پيچشى ، پيچش سنج[الکترونيک]

ترازوى پيچشى ، ميزان ت_نش[الکترونيک]

گشتاور نيرو ، گشتاور چرخشى[شيمى]گشتاور نيرو[تربيت بدنى]گشتاور[نجوم]گشتاور پيچشى[علوم مهندسى]کارايى يک نيرو براى به گردش دراوردن جسم[هواپيمايى]لنگر پيچشى[معمارى]گشتاور پيچشى[الکترونيک]گشتاور، نيروى پيچشى ، گشتاورى ، نيروى گردنده درقسمتى از دستگاه ماشين ، نيروى گشتاورى ، چنبره ، طوق ، طوقه

چنبره[عمران]شتابده چنبرى[الکترونيک]سطح ايجادشده از خط مارپيچى ، مارپيچى ، چنبره

سيستم عامل روى نوار مغناطيسى[کامپيوتر]

توپولوژى ، جانمايى[کامپيوتر]مکان شناسى[روانشناسى]توپولوژى ، مکان شناسى ، وضعيت جغرافيايى ، قياس بمکان

توسعه از بالا به پايين[کامپيوتر]

شاخک لامپ[الکترونيک]

ارميچر حلقوى دندانه دار[الکترونيک]

بسته نرم افزارى که به شخص امکان توسعه کاربردهاى خاص خود را بسيار ساده تر از حالتى که شخصا "تمام يک برنامه را مى نويسد فراهم مى اورد[کامپيوتر]

اتصال به بدنه[الکترونيک]

Tape Input Tape Output، ورودى نوار ، خروجى نوار[کامپيوتر]بالاترين درجه ، اوج ، بهترين ، اعلى درجه

سيم جک[الکترونيک]

يک زبان برنامه سازى سطح بالا که زيرمجموعه BASIC است و براى ريزکامپيوتر طراحى شده است[کامپيوتر]

سيم قلع اندود[الکترونيک]

تايمز رومن[کامپيوتر]

زمان بند[کامپيوتر]زمان گير[شيمى]زمان سنج ، تايمر[علوم مهندسى]وقت نگهدار هر راننده ، وقت نگهدار[ورزشى]زمان سنج[روانشناسى]همزمانساز[الکترونيک]کسى که وقت را نگه مى دارد، ساعت


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی