اسب تروا ، اسب تروجان[کامپيوتر]

مقدار مقاومت اهمى ، مقدار مقاومت حقيقى[الکترونيک]

توان واقعى[هواپيمايى]توان حقيقى ، توان متوسط[الکترونيک]

فرم واقعى[کامپيوتر]

مکمل صحيح ، متمم واقعى ، متمم مبنايى ، مکمل واقعى[کامپيوتر]متمم واقعى ، متمم مبنايى

تروبيسيک[کامپيوتر]

Tandy Radio Shack Disk Operating Systemسيستم عاملى براى ريزکامپيوتر[radio shack TRS-80 کامپيوتر]

ريزکامپيوتر[TRS-80 کامپيوتر]

اشکال يابى[کامپيوتر]عيب يابى[هواپيمايى]

عيب زدايى ، رفع عيب[کامپيوتر]

ذخيره شدن هر قلم داده در يک قطعه مجزا[کامپيوتر]

مقادير نسبى يه رنگ اصلى که براى ايجاد رنگهاى ديگر با هم ترکيب مى شوند[کامپيوتر]

کليد سه پل[الکترونيک]

دقت سه برابر ، با دقت سه برابر[کامپيوتر]با دقت سه برابر

احتراق سه برقى[الکترونيک]

فزون ساز سه قطبى[الکترونيک]

لامپ سه قطبى ، لامپ تريود[علوم مهندسى]شير ترمويونيک يا لامپ خلاء داراى سه الکترود کاتد اند و شبکه کنترل[هواپيمايى]لامپ سه قطبى[الکترونيک]لامپ سه قطبى ، سه راه

نقاط سه قلو[الکترونيک]سه نفر خواننده ، قطعه موسيقى مخصوص نواختن ياخواندن سه نفر، سه نفرى ، سه تايى

خازن نيم متغير[الکترونيک]

مثلثات[کامپيوتر]مثلثات[تربيت بدنى]مثلثات[روانشناسى(]هن ).مثلثات

ماشه کشى[الکترونيک]رهاسازى ، راه اندازى

دهانه جرقه ماشه دار[الکترونيک]

تنظيم با ماشه[الکترونيک]

مدار رهاساز ، ماشه ، رها کردن ، راه انداختن[کامپيوتر]ماشه تفنگ[ورزشى]برانگيزنده ، محرک[هواپيمايى]ماشه ، پاشنه ، پرتاب کردن فشنگ ، شروع کردن حمله يا کار[علوم نظامى]راه اندازى[روانشناسى]ماشه ، ماشه اسلحه ، گيره ، سنگ زير چرخ ، چرخ نگهدار، ماشه( چيزى را )کشيدن ، رها کردن ، راه انداختن

تريگاترون[الکترونيک]

لامپ تصوير سه لوله اى[الکترونيک]

فايل چکه اى[کامپيوتر]

پر کردن اهسته[الکترونيک]

سه رنگ[کامپيوتر]

مجموعه سه تايى[کامپيوتر]سه عنصرى[روانشناسى]نقاط سه قلو[الکترونيک]مجموع سه چيز، تثليث ، سه تايى ، ثلاثى ، مجموعه سه تايى

مجموعه سه تايى[کامپيوتر]سه عنصرى[روانشناسى]نقاط سه قلو[الکترونيک]مجموع سه چيز، تثليث ، سه تايى ، ثلاثى ، مجموعه سه تايى

يک بسط محاسبه شده از سرى داده به منظور پيش بينى خط سيرهاى وراى داده معلوم[کامپيوتر]خط روند[اقتصاد]

لرزنده[الکترونيک]

تقاطع درختى[کامپيوتر]

ساختار درخت ، ساختار درختى[کامپيوتر]ساخت درختى

مرتب کردن درختى[کامپيوتر]

شبکه درختى[کامپيوتر]

نمودار درخت[کامپيوتر]

فرمان[TREE کامپيوتر]شاخسار[الکترونيک]درخت ، شجر، قالب کفش ، چوبه دار، شجره النسب ، درخت کاشتن ، بدرخت پناه بردن ، بشکل درخت شدن ،( ز.ع ).درتنگنا قرا ردادن

فرمان[TREE کامپيوتر]شاخسار[الکترونيک]درخت ، شجر، قالب کفش ، چوبه دار، شجره النسب ، درخت کاشتن ، بدرخت پناه بردن ، بشکل درخت شدن ،( ز.ع ).درتنگنا قرا ردادن

صداى زير[الکترونيک]سه لا کردن ، سه برابر کردن ،( مو ).صداى زير در اوردن ، سه برابر، صداى زير

لامپ با موج متحرک[الکترونيک]

تله انداختن ، غلط يابى[کامپيوتر]اختلاف در امواج رادار ، ممانعت از پخش امواج رادار[علوم نظامى]يراق ، تجملات وتزئينات ، بدام اندازى ، تله گذارى ، در تله اندازى

اغتشاش ذوزنقه اى[الکترونيک]

درب تله يى ، فاصله اى عمدى در يک سيستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اورى تغيير يا خراب کردن اتى اطلاعات بوجود امده است[کامپيوتر]دريچه

تله ، در تله انداختن ، حبس شدن[کامپيوتر]تله ، زانو ، سيفون[علوم مهندسى]تله [ در بسکتبال ] ، فاصله چرمى بين شست انگشتان دستکش ، به تله انداختن استوپ با کف پا ، سد کردن ، حرکت دادن هدفها در مقابل تيرانداز دام ، تله [ شطرنج[] ورزشى]دام ، تله ، سيفون[معمارى]سيفون[عمران]زانويى مستراح وغيره ، تله ، دام ، دريچه ، گير، محوطه کوچک ، شکماف ، نيرنگ ، فريب دهان ، بدام انداختن ، در تله انداختن ، در تله اندازى

موج عرضى[شيمى]موج عرضى[هواپيمايى]موج عرضى[الکترونيک]

اجراى هر جمله از يک برنامه براى اهداف اشکال زدايى[کامپيوتر]تراگذار[معمارى]سنجش ارزش برحسى معيار نوينى ، نوسنجى

تبديل حرکات شطرنج[ورزشى]جابه جايى[روانشناسى]جابه جا سازى[الکترونيک]ترانهش ، پس و پيشى ، پس و پيش سازى ، تقدم و تاخر، جابجاشدگى ،( ر).انتقال اعدادمعلوم بيکسو و مجولات بطرف ديگر معادله ، فراگذارى

ترانهادن[کامپيوتر]جابجا کردن ، به طرف ديگر معامله بردن تبديل کردن[علوم مهندسى]برگردان [ در ماتريسها[] روانشناسى]ترانهادن ، پس و پيش کردن ، قلب کردن ، مقدم وموخر کردن ،( ر ).بطرف ديگر معادله بردن


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی