افت ولتاژ لامپ[الکترونيک]

دستگاه ازمايش لامپ ، ازمايش کننده لامپ[علوم نظامى]لامپ سنج[الکترونيک]

راديوى لامپى[الکترونيک]

لوله ميدان ، لوله قوا[الکترونيک]

مقره لوله اى[الکترونيک]

لامپ ، لوله[کامپيوتر]لوله ، لامپ[علوم مهندسى]لوله[هواپيمايى]لوله[معمارى]لامپ بى سيم ، لوله ، قسمت خاندار لوله[علوم نظامى]لوله[عمران]لامپ الکترونى[الکترونيک]لوله ، تونل ، مجرا، دودکش ، ناى ، نى ، لوله خميرريش وغيره ، ناودان ، لامپ ، لاستيک تويى اتومبيل ودوچرخه وغيره ، لوله دار کردن ، از لوله رد کردن

لامپ ، لوله[کامپيوتر]لوله ، لامپ[علوم مهندسى]لوله[هواپيمايى]لوله[معمارى]لامپ بى سيم ، لوله ، قسمت خاندار لوله[علوم نظامى]لوله[عمران]لامپ الکترونى[الکترونيک]لوله ، تونل ، مجرا، دودکش ، ناى ، نى ، لوله خميرريش وغيره ، ناودان ، لامپ ، لاستيک تويى اتومبيل ودوچرخه وغيره ، لوله دار کردن ، از لوله رد کردن

TeleTypewriter، ماشين تحرير راه دور ، تله تايپ[کامپيوتر]

[ --> Transistor-Transistor Logicکامپيوتر]

برنامه مقيم پايانى ايستا[کامپيوتر]

جدول صحت ، جدول درستى ، جذول صحت[کامپيوتر]جدول درستى ، جدول صحت

مرکز تلفن با سيستم الکترونيکى[علوم مهندسى]

سيم اصلى ، شاه سيم[کامپيوتر]خط اصلى ، تلگراف يا تلفن ، بدنه ، تنه لاشه ، مدار ترانک ، کانال هواکش ناو [ دريايى ] ، الوار کنده چوب ، بشکه ، صندوق[علوم نظامى]بالاتنه[روانشناسى]مادر سيم[الکترونيک]تنه ، بدنه ، کنده درخت ، خرطوم بينى انسان ، چمدان بزرگ ، صندوق ، بدنه ستون ، شاه سيم

سيم اصلى ، شاه سيم[کامپيوتر]خط اصلى ، تلگراف يا تلفن ، بدنه ، تنه لاشه ، مدار ترانک ، کانال هواکش ناو [ دريايى ] ، الوار کنده چوب ، بشکه ، صندوق[علوم نظامى]بالاتنه[روانشناسى]مادر سيم[الکترونيک]تنه ، بدنه ، کنده درخت ، خرطوم بينى انسان ، چمدان بزرگ ، صندوق ، بدنه ستون ، شاه سيم

خطاى کوتاه کردن ، خطاى برش[کامپيوتر]خطاى برشى

بريدن ، کوتاه کردن[کامپيوتر]بى سر کردن ، شاخه زدن ، ناقص کردن ، بريدن ، کوتاه کردن

نسخه اى از زبان[BASIC کامپيوتر]

کميت بردارى[شيمى]کميت بردارى[معمارى]کميت بردارى[الکترونيک]

پردازنده بردارى[کامپيوتر]

توان بردارى[معمارى]توان بردارى[الکترونيک]

پتانسيل بردارى بردار سولنئيدى[الکترونيک]

زوج بردارى[کامپيوتر]

بردار نمايش گرافيکى[کامپيوتر]

نگاره سازى بردارى[کامپيوتر]

ميدان بردارى[الکترونيک]

نمايش بردارى[کامپيوتر]

بردار اطلاعات مجتمع[کامپيوتر]

بردار[کامپيوتر]بردار[زيست شناسى]بردار[شيمى]بردار[تربيت بدنى]بردار[علوم دريايى]بردار ، بردارى ، حامل[هواپيمايى]بردار ، حامل[معمارى]پردار ، راه يا مسير هواپيما ، بازگشتن در حال طى کردن بودن ، خط پرتاب بمب يا گلوله ، مسير ناوبرى هواپيما[علوم نظامى]بردار[روانشناسى]بردار[اقتصاد()vectorial(]هن ).حامل ، بردار)bordaar(، مسير، جهت ، خط سير، شعاع حامل ، بوسيله برداررهبرى کردن

Visual Display Unit، واحد نمايشگر بصرى ، واحد نمايش بصرى[کامپيوتر]

پرتوافکنى[VDT کامپيوتر]

Video Display Terminal، ترمينال نمايش ويدئويى ، پايانه نمايشگر ، ترمينال نمايش بصرى[کامپيوتر]

Vienna Definition Language، زبانى براى تعريف و معناشناسى زبان هاى برنامه نويسى[کامپيوتر]

سيستم هاى بزرگ مينى کامپيوترى[کامپيوتر]

کابل زيرزمينى[علوم مهندسى]کابل زيرزمينى[الکترونيک]

پاريز[کامپيوتر]پاريز

سيمروى زير کف[الکترونيک]

تراشيدن جابه جاگر[الکترونيک]

کم ترکيب[الکترونيک]

صفحه تراش[علوم مهندسى]ديسک[الکترونيک]صفحه گردونه ، سکوب چرخنده ، معلق ، پشتک

سيستم کامپيوترى که قبلا "تدارک ديده شده و براى استفاده اماده است ، سيستم جامع[کامپيوتر]

سيستم کامپيوتر اماده براى يک منظور خاص اصلى ، جامع ، مهم[کامپيوتر]زندانبان ، کليد دار زندان ، دستگاه انحراف سنج زاويه

زبان برنامه نويسى تورينگ[کامپيوتر]

زمان گردش ، زمان برگشت[کامپيوتر]

شکل برگشت[کامپيوتر]

اسناد برگشت ، مستندات برگشت[کامپيوتر]

برگشت[کامپيوتر]

يک پسوند عالى فنى و مشهور[کامپيوتر]

سيم ترن برقى[الکترونيک]

شاخک ترن برقى[الکترونيک]

صليب ترن برقى[الکترونيک]


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی