عملکرد متناوب دو طرفه ، عملکرد جانشين دوگانه[کامپيوتر]

دستگاه دو برقى[الکترونيک]

احتراق دو جرقه اى[الکترونيک]

اعلام نصب يک ديسک دو طرفه[کامپيوتر]

همگذار دو گذره ، همگذار دو عبورى[کامپيوتر]

دوگذرى[کامپيوتر]دو گذرى

ارايه دو بعدى[کامپيوتر]

دو بعدى[کامپيوتر]دو بعدى[هواپيمايى]

ضمانت[کامپيوتر]شرط غير مهم در قرارداد[فقهى]تعهد ، التزام ، ضمانت[تجارت خارجى]ضامن ، گرو ، وثيقه ، تعهد نامه ، التزام[حقوق]ضمانت نامه ، تعهدنامه ، اجازه[بازرگانى]متعهد ، تعهد کننده ، تضمين ، تعهد تعهد قانونى[علوم نظامى]پابندان ، گارانتى ، ضمانت ، امر مورد تعهد يا تضمين ، تضمين ، تعهد

کامپيوتر دو ادرسه ، کامپيوتر با دو نشانى[کامپيوتر]

سيم پيچ[کامپيوتر]

کابل زوج بهم پيچيده[کامپيوتر]

جفت پيچيده شده[کامپيوتر]

دستگاه ورودى شامل حس کننده هاى نورى ، عدسى ها و يک ديسک چرخان[کامپيوتر]

کابل دو قلويى[الکترونيک]

امپر مجاز باترى[الکترونيک]

سوراخ سطر دوازدهم ، منگنه سطر دوازدهم[کامپيوتر]سوراخ سطر دوازدهم

بالا بردن ، تنظيم عالى و ميزان نمودن يک قطعه تجهيزات[کامپيوتر]نيشگون گرفتن وکشيدن ، پيچ دادن ، پيچيدن ، پيچاندن( بينى)، نيشگون تيز

Television Type Writer، ماشين تحرير تلويزيونى[کامپيوتر]

ترمينال تلويزيونى[کامپيوتر]

برنامه خوداموز[کامپيوتر]

خوداموز ، اموزش[کامپيوتر]مربوط به قيمومت[حقوق )tutor(]اموختار، لله ، معلم سرخانه ، ناظر درس دانشجويان ، درس خصوصى دادن به

گرافيک لاک پشتى[کامپيوتر]

لاک پشت[کامپيوتر]هر نوع لاک پشت ابى ، کبوتر قمرى ، لاک پشت ، لاک پشت شکار کردن

ميزان ساز برجى[الکترونيک]

روشن کردن[کامپيوتر]شيراب يا سويچ برق را بازکردن ، بجريان انداختن ، روشن کردن

خاموش کردن[کامپيوتر]خاموش کردن ياشدن ، محل چرخش ، نقطه تحول ، نقطه انحراف

چرخيدن ، تراشيدن ، دور زدن ، چرخش ، گردش ، دور[علوم مهندسى]نوبت ، پيچ مسير ، چرخيدن ، تاباندن ، پيچ تغيير سمت ناگهانى اسکيت ، برگشت شناگر[ورزشى]تغيير زاويه اى مسير هواپيما[هواپيمايى]دور[الکترونيک]نوبت ، چرخش ، گردش( بدور محور يامرکزى)، چرخ ، گشت ماشين تراش ، پيچ خوردگى ، قرقره ، استعداد، ميل ، تمايل ، تغيير جهت ، تاه زدن ، برگرداندن ، پيچاندن ، گشتن ، چرخيدن ، گرداندن ، وارونه کردن ، تبديل کردن ، تغيير دادن ، دگرگون ساختن

ازمايش تورينگ[کامپيوتر]

POROLOبراى استفاده روى کامپيوتر شخصى[کامپيوتر]

توربو پاسکال ، يک پياده سازى عمومى از زبان برنامه نويسى پاسکال[کامپيوتر]

اثر تونلى[روانشناسى]اثر تونلى ، پديده تونلى[الکترونيک]

ديود تونلى[کامپيوتر]مهندسى ديود تانل[علوم مهندسى]ديود تانل[هواپيمايى]

ميزان سنج[الکترونيک]

پيچک ميزان ساز[الکترونيک]

ميزان نما[الکترونيک]

چشم ميزان نما[الکترونيک]

پيچک ميزان ساز[الکترونيک]

ميزان سازى[الکترونيک]ميزان سازى

فولاد تنگستن دار[الکترونيک]

افروزه تنگستنى[الکترونيک]

تنگستن[علوم مهندسى]تنگستن[هواپيمايى]تنگستن[الکترونيک(]مع ).تنگستن ، تونگستن ، فلزى از جنس کروم

لامپ تانگار[الکترونيک]

زيردستگاهى که تنها فرکانس مطلوب را گرفته و بقيه را رد ميکند[هواپيمايى]ميزان ساز[الکترونيک]ميزان کننده ، ميزان کننده موتور، پيچ ميزان راديو، وسيله تنظيم جريان برق وغيره ، نواگر

مبدل ميزان شده[الکترونيک]

راديو با بسامد ميزان شده[الکترونيک]

مدار ميزان شده[الکترونيک]

ميزان کردن ، وفق دادن ، کوک کردن[کامپيوتر]تنظيم کردن[علوم مهندسى]تغيير فرکانس دادن ، تنظيم کردن بى سيم تنظيم چانل[علوم نظامى]اهنگ ، لحن ، نوا، اهنگ صدا، اواز، لحن تلفظ، وفق دادن ، کوک کردن ، ميزان کردن ، ميزان کردن الت موسيقى ياراديو وغيره ، رنگ ، نغمه

خازن لوله اى[الکترونيک]

خازن لوله اى[الکترونيک]


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی