خدمات ، برنامه ، اموزش و ..... که مستقل از سخت افزار کامپيوتر توسط سازنده سخت افزارى فروخته مى شود ، دسته نشده ، غير همراه[کامپيوتر]

بار خارجى نامتوازن[الکترونيک]

سيم انتقال نامتقارن[الکترونيک]

هملکرد مراقبت نشده ، عملکرد بى مراقب[کامپيوتر]عملکرد بى مراقب

عملگر يگانى[کامپيوتر]عملگر يگانى

عمل يگانى[کامپيوتر]عمل يگانى

يکانى[کامپيوتر]يگانى

تابش فرابنفش[الکترونيک]

نور ماوراء بنفش[کامپيوتر]

ماوراء صوت[کامپيوتر]فراصوتى[زيست شناسى]نوسانات مکانيکى[هواپيمايى]فراصوتى[روانشناسى]

ماوراء فيش[کامپيوتر]

بسامد بسيار بسيار زياد[الکترونيک]

مجتمع سازى در مقياس ماوراء بزرگ[کامپيوتر]

اولترا اوديون[الکترونيک]

اند ثانوى[الکترونيک]

سيستم توسعه اى برنامه[کامپيوتر]

يک زبان برنامه نويسى سطح بالا[کامپيوتر]

[ --> microcomputerکامپيوتر]

Transmitter Universal Asynchronous Receiver، دستگاهى که داده هاى موازى را به داده سرى تبديل مى کند[کامپيوتر]

بسامد بسيار بسيار زياد[الکترونيک]

جانشينى براى حرف يونانى "mu" به معناى ميکرو يا ريز مى باشد[کامپيوتر]بيست و يکمين حرف الفباى انگليسى

حروفچينى[کامپيوتر]حروف چينى

حروفچين[کامپيوتر]حروفچين

حالت تايپ روى مطلب[کامپيوتر]

توانايى يک چاپگر تماسى در ضربه زدن بيش از يکبار به کاراکتر و در نتيجه ايجاد اثر درشت و برجسته اى از ان روى نسخه چاپى تايپ روى مطلب[کامپيوتر]

هر کاراکتر صفحه کليد که تا وقتى بر ان فشار وارد مى شود تکرار مى گردد[کامپيوتر]

فن چاپ[کامپيوتر]

طرح حروف[کامپيوتر]طرح حروف ، سبک حروف

يک عنصر ضربه زننده ماشين تحرير که شامل تمام کاراکترهاى قابل استفاده مى باشد[کامپيوتر]

ماشين تحرير[کامپيوتر]ماشين تحرر، حرف نگار

ازمايشهاى نوعى[الکترونيک]

سبک فونت[کامپيوتر]

اندازه حروف ، اندازه فونت[کامپيوتر]

خانواده حروف[کامپيوتر]خانواده حروف

طرح حروف[کامپيوتر]نوع چرخش يکان ، نوع ارايش يکان[علوم نظامى]

چاپگر ميله اى تايپ[کامپيوتر]

ميله ماشين تحرير ، تمام کاراکترها در يک مجموعه کاراکتر معين[کامپيوتر]

ويژگى اى که باعث از بين رفتن کلمه مى شود[کامپيوتر]

فرمان[TYPE کامپيوتر]مدل ، نوع ، ساختمان ، سنخ ، تيپ[علوم مهندسى]نمونه ، نوع ، تيره[معمارى]سنخ[روانشناسى]سنخ ، نوع ، قسم ، رقم ، گونه ، الگو، قبيل ، حروف چاپى ، حروف چاپ ، کليشه ، باسمه ، ماشين تحرير، ماشين کردن ، طبقه بندى کردن ، با ماشين تحرير نوشتن ، نوع خون ، نوع خون را معلوم کردن

کليد تکرار[کامپيوتر]

Teletypewriter Exchange Serviceامکان تبادل تله تايپ[کامپيوتر]

مدار دو سيمى[الکترونيک]

شبکه دو قطبى[الکترونيک]

دو پل[الکترونيک]

موتور دو فاز[علوم مهندسى]موتور دو فاز[الکترونيک]

ژنراتور دو فاز[علوم مهندسى]تناوب گر دو فازى[الکترونيک]

دو فاز ، دو فازه[علوم مهندسى]دو فاز[الکترونيک]

مکمل 2 ، متمم نسبت به دو ، متمم دو[کامپيوتر]متمم نسبت به دو

مدار دوسيمه[کامپيوتر]مدار دو سيمه

عملکرد همزمان دو طرفه[کامپيوتر]


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی