ميدان حفاظت نشده[کامپيوتر]

تخته مدارى که مولفه هاى ان بايد توسط خريدار تهيه شوند[کامپيوتر]

باز کردن ، غير بسته اى کردن[کامپيوتر]باز کردن ، غير بسته اى کردن ، بسته بندى را گشودن

درخت نامرتب[کامپيوتر]

تحميل ناشده[الکترونيک]

يک سيستم عاملى که براحتى قابل استفاده است ، يونيکس[کامپيوتر]

گيرنده اى که با دى سى و هم ا سى کار ميکند و داراى وسايل محافظ متعددى است[هواپيمايى]راديو برق و باترى[الکترونيک]

کد جامع محصول[کامپيوتر]

مبدل صوتى عمومى[الکترونيک]

موتور يونيورسال ، موتور اونيورسال[علوم مهندسى]موتور الکتريکى که با دى سى و هم ا سى کار ميکند[هواپيمايى]موتور اونيورسال[الکترونيک]

زبان فراگير[کامپيوتر]زبان فراگير

معرف جامع[کامپيوتر]

مجموعه کاراکترهاى جهانى[کامپيوتر]

asynchronous reciver transmitterفرستنده / گيرنده ناهمزمان جامع[کامپيوتر]يونيورسال ، اونيورسال ، کلى ، عمومى ، جامع ، قضيه کلى يا عمومى قاعده کلى[علوم مهندسى]ميخ سبک کوهنوردى[ورزشى]همه سمت گرد ، همه منظوره ، جهانى دنيايى ، با چرخش ازاد ، عمومى ، کلى[علوم نظامى]همگانى[روانشناسى]کلى ، عمومى ، عالمگير، جامع ، جهانى ، همگانى ، فراگير

ضريب توان واحد[الکترونيک]

سيستم تامين برق بى وقفه[کامپيوتر]

لوله واحد[الکترونيک]

دستگاه ضبط واحد[کامپيوتر]

تک مدرکى ، رکورد واحد[کامپيوتر]تک مدرکى

مکان واحد[کامپيوتر]

واحد پردازش مرکزى[کامپيوتر]

واحد ، دستگاه[کامپيوتر]واحد[شيمى]واحد[تربيت بدنى]واحد[تجارت خارجى]واحد ، ميزان ، دستگاه[علوم مهندسى]واحد ، يکا[هواپيمايى]يکه[معمارى]يکان ، واحد ، قسمت ، دستگاه قسمتى از يک دستگاه ، واحد نظامى[علوم نظامى]واحد[عمران]واحد[روانشناسى]واحد ، يک[اقتصاد]واحد، يکه ، ميزان ، يگان ، شمار، يک دستگاه ، فرد، نفر، عدد فردى

يک سازنده بزرگ تجهيزات کامپيوترى[کامپيوتر]

سيستم عملکرد تک برنامه اى[کامپيوتر]

ماشين تک قطب[الکترونيک]

ارميچر تک قطبى[الکترونيک]

تک قطبى[کامپيوتر]يک قطبى[علوم مهندسى]يک قطبى[روانشناسى]يک قطبى ،( تش ).سلولهاى عصبى يک قطبى

تناوبگر تک فاز[الکترونيک]

تک فاز[الکترونيک]

اجتماع ، اتحاد[کامپيوتر]مهره ماسوره ، اتحاد ، سازش ، پيوند اتحاديه ، اتصالى ، اتصال[علوم مهندسى]اتحاد ، اتحاديه ، موافقت[حقوق]اتحاديه[اقتصاد]اتحاد واتفاق ، يگانگى ، وحدت ، اتصال ، پيوستگى ، پيوند، وصلت ، اجتماع ، اتحاد، اتحاديه ، الحاق ، اشتراک منافع

کار مداوم غير يکنواخت[معمارى]کار بى وقفه[الکترونيک]

منبع تغذيه وقفه ناپذير[کامپيوتر]

ارزش اغازى داده نشده ، مقدار اوليه نگرفته[کامپيوتر]

ميدان يکنواخت[الکترونيک]

جريان يکسو[هواپيمايى]جريان يکسوى[الکترونيک]

مسير يک جهته ، مسير يک طرفه[کامپيوتر]

يکسو[هواپيمايى]يکسوى[الکترونيک )unidirection(]داراى يک جهت ، يک جهتى ، تک سوى ، يک جهته ، يک سويه

تک مسير[کامپيوتر]

تخليه مواج[الکترونيک]

جريان موجى[علوم مهندسى]جريان مواج[الکترونيک]

خنثى کردن[کامپيوتر]واچيدن ، بى اثرکردن ، خنثى کردن ، باطل کردن ، خراب کردن ، ضايع کردن ، بى ابرو کردن ، باز کردن

فيوز يکطرفه[الکترونيک]

سيمروى زير کار[الکترونيک]

فيوز کمى بار[الکترونيک]

برنامه کمکى احياء[کامپيوتر]

تعريف نشده[کامپيوتر]تعريف نشده

موج پايدار[الکترونيک]

موج پايدار[الکترونيک]

حلقه کنترل نشده[کامپيوتر]

انشعاب غير شرطى[کامپيوتر]انشعاب غير شرطى


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی