ثابت سرعت[شيمى]ثابت سرعت ، ضريب سرعت[الکترونيک]

روشى که به يک سيستم عامل امکان مى دهد تا روى چندين فايل با نامهاى مرتبط عملکرد مفيدى داشته باشد[کامپيوتر]

ارتباط و مخابرات به وسيله پرچم[علوم نظامى]

وبر ، واحد شار مغناطيسى در سيستم متريک[هواپيمايى]وبر[الکترونيک]

پل ويتستن[الکترونيک]

هواناپذير[الکترونيک]عايق هوا، مقاوم در برابر هوا، خراب نشدنى در اثر هوا

فرايندى که به استفاده کنندگان اجازه مى دهد تا هر عکس انتخاب شده را در محل معينى روى يک صفحه نمايش قرار دهند[کامپيوتر]

صفحه تصوير[الکترونيک]

ريزکامپيوتر سازگار با کامپيوتر شخصى[ IBM AT کامپيوتر]

وقفه بردارى[کامپيوتر]

پارچه اغشته[الکترونيک]

پارچه اغشته[الکترونيک]

ازمايش با حلقه وارلى[الکترونيک]

دستگاه فشارسنج هواپيماى بى موتور[ورزشى]واريومتر[الکترونيک]

واريومتر[الکترونيک]

پيکاپ مغناطيسى[الکترونيک]

لامپ با شيب تنظيم پذير[الکترونيک]

کامپيوتر با طول متغير کلمه[کامپيوتر]

طول کلمه متغير[کامپيوتر]

مولد با دور متغير[الکترونيک]

مولد با دور متغير[الکترونيک]

جرقه تنظيم پذير[الکترونيک]

مقاومت متغير[الکترونيک]

نام متغير[کامپيوتر]

رکوردهاى با طول متغير[کامپيوتر]

رکورد با طول متغير ، مدرک با طول متغير[کامپيوتر]

رمزگذارى کاراکتر با طول متغير[کامپيوتر]

دستورالعمل با طول متغير[کامپيوتر]

القاگرى متغير[الکترونيک]

خازن متغير[الکترونيک]

متغير[کامپيوتر]متغير[زيست شناسى]متغير[تربيت بدنى]تغيير پذير ، بى ثبات ، ناپايدار[علوم مهندسى]متغير ، تغييرکننده[بازرگانى]تغييرپذير[عمران]متغير[روانشناسى]متغير[اقتصاد]تغيير پذير، متغير، بى قرار، بى ثبات

نرم افزار در حال تکميل[کامپيوتر]

يکسو کننده جيوه اى[الکترونيک]

افت ولتاژ لامپ[الکترونيک]

سوپاپ ، شير[شيمى]سوپاپ ، لامپ ، لوله ، شير ، دريچه[علوم مهندسى]دريچه ورود و خروج هوا در سيلندر غواصى[ورزشى]دريچه ، سوپاپ ، شير[هواپيمايى]شير فلکه[معمارى]سوپاپ ، دريچه خروجى[علوم نظامى]شير ، شيرفلکه[عمران]دريچه[روانشناسى]والو[الکترونيک]در، شير، دريچه ، لامپ ، سوپاپ ، سرپوش ، بشکل دريچه يا سوپاپ

پارامتر مقدارى[کامپيوتر]

فروشنده تکميلى دسته دوم[کامپيوتر]

ارزش اضافى شبکه[کامپيوتر]

مقدار[کامپيوتر]ارزش[زيست شناسى]مقدار ، ارزش[شيمى]ارزش ، بها ، قيمت[فقهى]ارزش[تجارت خارجى]مقدار[علوم مهندسى]قيمت ، بها ، ارزش ، تقويم کردن[حقوق]ارزش ، اعتبار[بازرگانى]مقدار[معمارى]ارزش ، مقدار [ در رياضيات[] روانشناسى]ارزش[اقتصاد]ارزش ، بها، قيمت ، ارج ، قدر، مقدار، قيمت کردن ، قدردانى کردن ، گرامى داشتن

مقابله اعتبار ، بررسى اعتبار[کامپيوتر]مقابله اعتبار، بررسى اعتبار

معتبرسازى ، تصديق ، ارزيابى[کامپيوتر]اعتباريابى[روانشناسى )validaty(]اعتبار، تاييد، معتبر سازى ، تصديق ، تنفيذ، درستى ، صحت

والانس[شيمى]والانس[الکترونيک]

الکترون ظرفيت[کامپيوتر]الکترون والانس[شيمى]الکترون والانس ، الکترون رسانايى[الکترونيک]

الکترون ظرفيت[کامپيوتر]الکترون والانس[شيمى]الکترون والانس ، الکترون رسانايى[الکترونيک]

ولت سنج با لامپ خلاء[الکترونيک]

نور لامپ خلاء[الکترونيک]

اشکارساز با لامپ خلاء[الکترونيک]

لوله خلاء ، لامپ خلاء[هواپيمايى]لامپ خلاء[الکترونيک]

پرسازى در خلاء[الکترونيک]

افتامات خلائى[الکترونيک]


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی