دسترسى مستقيم ، ديسک ويدئويى ، ديسک بصرى ، ديسک تصويرى[کامپيوتر]

ديجيتالى کننده تصويرى[کامپيوتر]

اشکارساز ويدئو[الکترونيک]

حامل ويدئو[الکترونيک]

دستگاه يا مدار تقويت کننده فرکانسهاى سمعى و بصرى[علوم نظامى]فزون ساز ويدئو[الکترونيک]تقويت کننده تصويرى

وفق دهنده بصرى[کامپيوتر]

ويدئو[کامپيوتر]ويدئو ، فرافرستى الکترونيکى اطلاعات مرئى[هواپيمايى]ويدئو[الکترونيک]تصويرى ، تلويزيونى ، تلويزيون

ويدئو[کامپيوتر]ويدئو ، فرافرستى الکترونيکى اطلاعات مرئى[هواپيمايى]ويدئو[الکترونيک]تصويرى ، تلويزيونى ، تلويزيون

کويل لرزنده[الکترونيک]

ارتعاش کننده ، نوسان گير ، ويبراتور[علوم مهندسى]منبع مکانيکى توليد نوسانات سينوسى که اغلب براى تست بکار ميرود[هواپيمايى]ارتعاش کننده ، دستگاه ماساژ ، نوسان ساز ويبراتور[علوم نظامى]ويبراتور ، دستگاهى که در ملات بتن نهاده و هواى داخل بتن را تخليه مى کند[عمران]دستگاه ارتعاش[روانشناسى]لرزه گر[الکترونيک]وسيله ارتعاش ، وسيله نوسان ، مرتعش کننده ، لرزانگر، ارتعاش کننده ، نوسان کننده

تنظيم با رله لرزنده[الکترونيک]

يکسوکننده لرزشى[الکترونيک]

program Very High Speed Integration Circuit، برنامه مدار مجتمع بسيار سريع[کامپيوتر]

ارايه نگاره سازى بصرى[کامپيوتر]

ازمايش ، بررسى[کامپيوتر]

پخش باند جانبى مانده[الکترونيک]

بسامد بسيار زياد[الکترونيک]

مجتمع سازى در مقياس بسيار بزرگ[کامپيوتر]

پايگاه داده بسيار بزرگ[کامپيوتر]

تاييد کردن ، بازبينى کردن[کامپيوتر]

جدول بندى عمودى[کامپيوتر]

همزمانساز عمودى[الکترونيک]

چرخش عمودى[کامپيوتر]

بررسى عمودى اشتباهات ، بررسى افزونگى عمودى[کامپيوتر]

ضبق عمودى[کامپيوتر]

تطابق عمودى ، تنظيم عمودى[کامپيوتر]

برنامه کاربردى عمودى[کامپيوتر]

انتن عمودى[الکترونيک]

اوسيلاتور عمودى[الکترونيک]

راس[کامپيوتر]راس[علوم مهندسى]اوج ، راس ، قله[هواپيمايى]راس در هندسه[معمارى]تارک [ در زاويه هاى[] روانشناسى]نوک ، سر، تارک ، فرق ، قله ، راس

صفحه دست چپ[کامپيوتر]

نسخه ، مدل ، نگارش[کامپيوتر]کتابى که ترجمه کتاب ديگر باشد[علوم مهندسى]روش ، صورت[اقتصاد]شرح ويژه ، ترجمه ، تفسير، نسخه ، متن

صفحه مدرج ورنيه اى[الکترونيک]

خازن ورنيه اى[الکترونيک]

فرمان[VERIFY کامپيوتر]وارسى کردن ، رسيدگى کردن[حقوق]مقايسه کردن با اصل پيام ، بررسى کردن ازمايش کردن از نظر صحت و دقت[علوم نظامى]بازبينى کردن ، رسيدگى کردن ، صحت و سقم امرى را معلوم کردن ، مميزى کردن ، تحقيق کردن

بازبين ، بازبينى کننده[کامپيوتر]بازبين ، بازبينى کننده ، تصديق کننده ، مميز

زنگار[شيمى]زنگار[الکترونيک]زنگار، زنگار مس ، زنگ مس( استات مس)

دستورالعمل انجام عملى ، فعل[کامپيوتر(]م.م ).کلمه ، لغت ، مربوط به صدا،( د ).فعل

فرمان[VER کامپيوتر]

ونچورا پابليشر[کامپيوتر]

يک بسته نرم افزارى نشر روميزى و برجسته[کامپيوتر]

نمودار ون[کامپيوتر]نمودار ون

کمپانى فروش وسائل جانبى کامپيوتر فروشنده ، فروشنده[کامپيوتر]بايع[فقهى]فروشنده[بازرگانى]فروشنده کالاهاى نظامى ، طرف فروشنده قرارداد[علوم نظامى]دستفروش ، فروشنده

مشترى[کامپيوتر]خريدار ، مشترى[حقوق]خريدار، مشترى

لامپ تحميل سرعتى[الکترونيک]

سرعت انتقال انرژى[الکترونيک]

سرعت پخش موج[الکترونيک]

تحميل سرعتى[الکترونيک]

ميکروفون نوارى[الکترونيک]

ضريب سرعت[هواپيمايى]ثابت سرعت ، ضريب سرعت[الکترونيک]


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی