حجم ، جلد ، برچسب[کامپيوتر]حجم[شيمى]حجم ، گشايش ، ظرفيت ، جلد ، دفتر[علوم مهندسى]حجم ، مقدار[بازرگانى]حجم[هواپيمايى]حجم[معمارى]قدرت دستگاه مخابراتى ، حجم ، تعداد ميزان ، مقدار ، جلد کتاب[علوم نظامى]حجم[عمران]حجم ، مجلد ، جلد[روانشناسى]بلندى صدا[الکترونيک]حجم ، ميزان[اقتصاد(]راديو و غيره )درجه صدا، جلد، دفتر، حجم ، توده ، کتاب ، برحجم افزودن ، برزگ شدن( حجم)، بصورت مجلد در اوردن

حجم ، جلد ، برچسب[کامپيوتر]حجم[شيمى]حجم ، گشايش ، ظرفيت ، جلد ، دفتر[علوم مهندسى]حجم ، مقدار[بازرگانى]حجم[هواپيمايى]حجم[معمارى]قدرت دستگاه مخابراتى ، حجم ، تعداد ميزان ، مقدار ، جلد کتاب[علوم نظامى]حجم[عمران]حجم ، مجلد ، جلد[روانشناسى]بلندى صدا[الکترونيک]حجم ، ميزان[اقتصاد(]راديو و غيره )درجه صدا، جلد، دفتر، حجم ، توده ، کتاب ، برحجم افزودن ، برزگ شدن( حجم)، بصورت مجلد در اوردن

حجم ، جلد ، برچسب[کامپيوتر]حجم[شيمى]حجم ، گشايش ، ظرفيت ، جلد ، دفتر[علوم مهندسى]حجم ، مقدار[بازرگانى]حجم[هواپيمايى]حجم[معمارى]قدرت دستگاه مخابراتى ، حجم ، تعداد ميزان ، مقدار ، جلد کتاب[علوم نظامى]حجم[عمران]حجم ، مجلد ، جلد[روانشناسى]بلندى صدا[الکترونيک]حجم ، ميزان[اقتصاد(]راديو و غيره )درجه صدا، جلد، دفتر، حجم ، توده ، کتاب ، برحجم افزودن ، برزگ شدن( حجم)، بصورت مجلد در اوردن

سنجه چندکاره[الکترونيک]

ولت متر ، فشار سنج[علوم مهندسى]ولتمتر[هواپيمايى]ولت سنج[الکترونيک]ولت سنج ، ولت متر

ولت امپرسنج[الکترونيک]ولت متر، ولتاژ سنج ، امپرسنج

برق ولتايى[الکترونيک]

زوج ولتايى[الکترونيک]

مدار ولتايى[الکترونيک]

پيل ولتا[شيمى]پيل ولتايى[الکترونيک]

باترى ولتايى[الکترونيک]

قوس ولتايى[الکترونيک]

ترانسفورماتور ولتاژ[علوم مهندسى]مبدل ولت[الکترونيک]

ولتاژ اتصال ستاره اى[الکترونيک]

ولتاژ زمين[الکترونيک]

محافظ تغيير ولتاژ ناگهانى[کامپيوتر]

لامپ با ولتاژ ثابت[الکترونيک]

اشباع ولتاژى ، اشباع اند[الکترونيک]

تنظيم کننده ولتاژ[کامپيوتر]رگولاتور ولتاژ ، تنظيم کننده ولتاژ ناظم ولتاژ[علوم مهندسى]ناظم ولتاژ[الکترونيک]تنظيم کننده اختلاف سطح

تنظيم کننده ولتاژ[کامپيوتر]رگولاتور ولتاژ ، تنظيم کننده ولتاژ ناظم ولتاژ[علوم مهندسى]ناظم ولتاژ[الکترونيک]تنظيم کننده اختلاف سطح

تنظيم ولتاژ[علوم مهندسى]تنظيم ولتاژ[الکترونيک]

نسبت ولت مبدل[الکترونيک]

ولتاژ اسمى خازن[الکترونيک]

چند برابر کننده ولت[الکترونيک]

تلف ولتاژ ، گمگشتگى فشار الکتريکى[علوم مهندسى]اتلاف ولتاژ[الکترونيک]

ضريب فزون سازى دو الکترد[الکترونيک]

افت ولتاژ[شيمى]افت ولتاژ ، افت فشار الکتريکى[علوم مهندسى]افت ولتاژ[هواپيمايى]افت ولت[الکترونيک]

دو برابر کننده ولتاژ[علوم مهندسى]تضعيف گر ولت[الکترونيک]

مقسم ولتاژ[علوم مهندسى]مقسم ولت[الکترونيک]

سيم پيچ ولتاژ[علوم مهندسى]پيچک ولت[الکترونيک]

تقويت ولتاژ[علوم مهندسى]فزون سازى ولت[الکترونيک]

شيب پتانسيل ، شيب ولت[الکترونيک]

ولتاژ[کامپيوتر]فشار الکتريکى ، ولتاژ ، تانسيون[علوم مهندسى]نيروى الکتريک برحسب ولت ، اختلاف سطح ، ولتاژ

اثر ولتا ، پديده ولتا[الکترونيک]

ولت - کولن[الکترونيک]

ولت امپر ، واحد توان در سيستم متريک[هواپيمايى]ولت امپر[الکترونيک]

ولت[کامپيوتر]ولت ، واحد نيروى محرکه الکتريکى در سيستم متريک[هواپيمايى]ولت[الکترونيک(]برق )ولت ، واحد نيروى محرکه برقى

ولت[کامپيوتر]ولت ، واحد نيروى محرکه الکتريکى در سيستم متريک[هواپيمايى]ولت[الکترونيک(]برق )ولت ، واحد نيروى محرکه برقى

فراريت[کامپيوتر]فراريت[شيمى]

حافظه فرار[کامپيوتر]انباره فرار

فايل فرار ، پرونده فرار[کامپيوتر]

فرار[کامپيوتر]فرار[شيمى]فرار ، سبک[علوم مهندسى]حافظه داده پرداز الکترونيکى که با قطع توان الکتريکى پاک ميشود ، ماده اى با فشار بخار زياد[هواپيمايى]فرار[معمارى]فرار)farraar(، بخارشدنى ، سبک ، لطيف

فرار[کامپيوتر]فرار[شيمى]فرار ، سبک[علوم مهندسى]حافظه داده پرداز الکترونيکى که با قطع توان الکتريکى پاک ميشود ، ماده اى با فشار بخار زياد[هواپيمايى]فرار[معمارى]فرار)farraar(، بخارشدنى ، سبک ، لطيف

فرمان[VOL کامپيوتر]

ترکيب کننده صدا[کامپيوتر]

ترکيب صوتى ، ترکيب صدا[کامپيوتر]

ذخيره و ارسال صدا[کامپيوتر]

جواب صوتى[کامپيوتر]

بازشناسى صدا ، تشخيص صوتى ، تشخيص صدا[کامپيوتر]

خروجى صوتى ، خروجى به صورت صدا[کامپيوتر]


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی