سيم[کامپيوتر]سيم کشى کردن ، سيم ، واير[علوم مهندسى]خط اغاز يا پايان مسابقه [ اسبدوانى[] ورزشى]سيم[معمارى]سيم کشى کردن ، ارتباط با سيم ، سيم ، تلگراف کردن ، تلگراف زدن[علوم نظامى]سيم ، مفتول[عمران]سيم[الکترونيک]سيم ، مفتول ، سيم تلگراف ، سيم کشى کردن ، مخابره کردن

سيم[کامپيوتر]سيم کشى کردن ، سيم ، واير[علوم مهندسى]خط اغاز يا پايان مسابقه [ اسبدوانى[] ورزشى]سيم[معمارى]سيم کشى کردن ، ارتباط با سيم ، سيم ، تلگراف کردن ، تلگراف زدن[علوم نظامى]سيم ، مفتول[عمران]سيم[الکترونيک]سيم ، مفتول ، سيم تلگراف ، سيم کشى کردن ، مخابره کردن

کنتاکت لغزان[الکترونيک]

جرقه لغزشى[الکترونيک]

وينگس[کامپيوتر(]امر ).نشان داراى دو بال که بهوانورد يا توپچى و دريا نورد يا ديدبان کار ازموده داده ميشود

ويندوز[کامپيوتر]

محيط پنجره اى[کامپيوتر]

ايجاد پنجره[کامپيوتر]

پنجره[کامپيوتر]بيوه زن[فقهى]پنجره[معمارى]پنجره[عمران]پنجره ، روزنه ، ويترين ، دريچه ، پنجره دار کردن

سيم پيچى[علوم مهندسى]سيم پيچ[هواپيمايى]سيم پيچ[الکترونيک]پيچاپيچ ، پيچاندن ، چيزى که پيچ ميخورد، مارپيچى ، رود پيچ

تنظيم کمان هنگام وجود باد عرضى براى دقت در هدفگيرى ، تنظيم حرکت تفنگ در هدفگيرى هنگام وجود باد عرضى[ورزشى]کاهش دور وسيله گردنده در اثر پساى هوا[هواپيمايى]حرکت سمتى ،اثر باد در منحرف کردن گلوله ، پيچيدن ، تاب خوردن ، پيچ خوردگى ، حرکت دادن دستگاه درجه در سمت ، تنظيم سمتى وسايل نشانه روى ، طبله حرکت سمت[علوم نظامى]بادزدگى[الکترونيک(]نظ ).درجه تنظيم تير براى پيشگيرى اثر باد، مزاحمت هوا، بادخور

مولد بادى[الکترونيک]

ديسک گردان وينچستر[کامپيوتر]

گرداننده ديسک وينچستر[کامپيوتر]

ديسک وينچستر[کامپيوتر]

اولين خط يک پاراگراف که در انتهاى يک صفحه متن تنها قرار دارد ، سطر بيوه ، سطر تنهاى اول صفحه[کامپيوتر]بيوه ، بيوه زن ، بيوه کردن ، بيوه شدن

مجراى پهن باند ، کانال پهن باند[کامپيوتر]

پهناى باند[کامپيوتر]

سرويس تلفنى گسترده[کامپيوتر]

شبکه گسترده ، شبکه راه دور ، شبکه بلند پوشش[کامپيوتر]

عدد صحيح[کامپيوتر=integer]

فاصله سفيد[کامپيوتر]

نويز سفيد[کامپيوتر]نوفه سفيد[روانشناسى]

تراز سفيد[الکترونيک]

کريستال منفرد کوچک عدسى شکلى که استحکام يا استقامت ان به بيشترين مقدارى که به صورت تئوريک قابل دستيابى است بسيار نزديک است[هواپيمايى]سوزن بلور[الکترونيک)whiskery(]موى اطراف گونه و چانه ، شارب ، ريش ، ماهوت پاک کن ،( د.گ).جاروب کوچک ، طره ، مودار

چاپگر چرخ دوار[کامپيوتر]

انچه مى بينيد همان است که بدست مى اوريد[کامپيوتر]

فرضيه منطقى که اکثر برنامه هاى صفحه گشترده الکترونيکى براساس ان عمل مى کنند[کامپيوتر]

فرضيه منطقى که اکثر برنامه هاى صفحه گشترده الکترونيکى براساس ان عمل مى کنند[کامپيوتر]

تحليل شرط و جزا[کامپيوتر]

عنصر تصويرى که به تصوير روى ترمينال نمايش اضافه شده و دقت نمايش را بهبود مى بخشد[کامپيوتر]

بارگيرى روى عرشه کشتى در روى دريا بارگيرى دريايى[علوم نظامى]تر دارى[الکترونيک]

پيل وستن[الکترونيک]

يک نمايشگاه تجارى بزرگ ريزکامپيوتر که سالانه در سان فرانسيسکو گشايش مى يابد[کامپيوتر]

يکسو کننده نقطه اى جوش شده[الکترونيک]

کمک پردازنده ويتک[کامپيوتر]

کد وزن دار[کامپيوتر]

وزنى ، داراى وزن[کامپيوتر]سنگين ، داراى وزن زيادز

وزن ، ميزان[کامپيوتر]وزن[فقهى]وزن[تربيت بدنى]وزن[تجارت خارجى]وزن ، فشار ، قطعه سرب در کيف زين براى جبران کمبود وزن اسب ، بالا کشيدن لنگر ، نيروى لازم براى کشيدن زه[ورزشى]وزن[بازرگانى]وزن[هواپيمايى]گرانى ، وزن ، لنگر[معمارى]وزن ، وزن دادن[روانشناسى]نزن ، سنگينى ، سنگ وزنه ، چيز سنگين ، سنگين کردن ، بار کردن

برداشتن قسمتهاى زائد و غير مطلوب[کامپيوتر]هرزگياه ، علف هرز[زيست شناسى]علف هرزه ، دراز و لاغر، پوشاک ، وجين کردن ، کندن علف هرزه

Educations World Conference on Computers in، کنفرانس جهانى کامپيوترها در تعليم و تربيت[کامپيوتر]

ايستگاه واسطه مخابراتى تله تايپ و تلگرافى ، ايستگاه رله مخابراتى[علوم نظامى]ايستگاه هاى فرعى بين راهى جاده يا خط اهن

موج سنج[الکترونيک]

طول موج[شيمى]طول موج[علوم نظامى]طول موج[الکترونيک]طول موج

موج بر[شيمى]موج بر[الکترونيک]

سيم پيچ موجدار[الکترونيک]

موج ربا[الکترونيک]

قطار موج[الکترونيک]

جبهه موج[هواپيمايى]جبهه موج[الکترونيک]جبهه امواج راديويى

شکل موج تکرارى در نمودار دامنه و زمان يا روى لوله اشعه کاتدى[هواپيمايى]شکل موج[الکترونيک]


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی