حافظه کارى ، انباره کارى[کامپيوتر]

مجموعه داير ، مجموعه کارى[کامپيوتر]

نقطه فشار متوسط[الکترونيک]

گروه کارى[کامپيوتر]

يک کپى موقت از برنامه يى که در حال ويرايش است[کامپيوتر]

محيط کارى[کامپيوتر]ميز کار مکانيکى و نجارى و غيره

سال کارى[کامپيوتر]

فضاى داير[کامپيوتر]

تابع کار[شيمى]انرژى ازاد در ترموديناميک[هواپيمايى]انرژى خروج[الکترونيک]

ساختار تفکيک کار[کامپيوتر]

ناحيه کارى[کامپيوتر]

کار کردن ، موثر واقع شدن ، عملى شدن کار ، قطعه کار[علوم مهندسى]کار ، انتقال انرژى برابر حاصلضرب نيرو در جابجايى نقطه اثر ان[هواپيمايى]کار[معمارى]کار[الکترونيک]کار ، کوشش[اقتصاد]کار، شغل ، وظيفه ، زيست ، عمل ، عملکرد، نوشتجات ، اثار ادبى يا هنرى ،( درجمع )کارخانه ، استحکامات ، کار کردن ، موثر واقع شدن ، عملى شدن ، عمل کردن

نام يک بسته نرم افزارى ، ورد استار[کامپيوتر]

برنامه واژه پردازى[کامپيوتر]

ورد پرفکت[کامپيوتر]

فرمت بندى مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ويژگى که در صورت جانگرفتن يک کلمه در خط اصلى ان را به ابتداى خط بعدى مى برد سطر بندى[کامپيوتر]

زمان کلمه[کامپيوتر]

يک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجى کردن کلمات و ويژگى ادغام پستى اسրª[کامپيوتر]

کلمه پرداز[کامپيوتر]

سيستم پردازش کلمه[کامپيوتر]

ناظر پردازش کلمه[کامپيوتر]

انجمن پردازش کلمه[کامپيوتر]

برنامه پردازش کلمه[کامپيوتر]

متصدى پردازش کلمه[کامپيوتر]

مرکز پردازش کلمه[کامپيوتر]

پردازش کلمه[کامپيوتر]

يک کلمه پرداز سريع که در چندين نسخه ارائه شده و به کامپيوتر مورد نظر بستگى دارد[کامپيوتر]

کامپيوتر کلمه گرا[کامپيوتر]

نشان کلمه ، علامت کلمه[کامپيوتر]

طول کلمه ، درازاى کلمه[کامپيوتر]

نشانى پذيرى کلمه[کامپيوتر]

کلمه ، واژه[کامپيوتر]کلمه ، لغت ، لفظ، گفتار، واژه ، سخن ، حرف ، عبارت ، پيغام ، خبر، قول ، عهد، فرمان ، لغات رابکار بردن ، بالغات بيان کردن

ميانگير چوبى[الکترونيک]

توليدکننده سيگنال اف ام که فرکانس ان با دامنه ثابت بالا پايين فرکانس مرکزى تغيير ميکند[هواپيمايى]مولد روبنده[الکترونيک]

ديسکى که بصورت لولايى يا صلب به عنوان مکانيزم حرکت دهنده روى شفت نصب شده است[هواپيمايى]صفحه جنبان[الکترونيک]

علامت جانشين[کامپيوتر]

ساحر[کامپيوتر]جادو گر، جادو، طلسم گر، نابغه

تنها نوشتن[کامپيوتر]

نشانه هاى سيمکشى[الکترونيک]

رابط[الکترونيک]

عکاسى راديويى[الکترونيک]عکسى که بوسيله بى سيم فرستاده ميشود، بوسيله بى سيم عکس فرستادن

گرام پخش کننده[الکترونيک]

پخش بى سيم[الکترونيک]

پخش با سيم[الکترونيک]

مقاومت پيچکى[الکترونيک]

سيم پيچ کردن[کامپيوتر]

يک چاپگر برخوردى که علائم ماتريس نقطه اى را در هر بار علامت با فشردن انتهاى سيم معينى بر روى نوار مرکبى و کاغذ چاپ مى کند ، چاپگر ماتريسى سيمى[کامپيوتر]

معيار ضخامت سيم[الکترونيک]مقياس اندازه گيرى ضخامت سيم يا ورق فلز

سيم ياب[الکترونيک]

دلکوى تماسى[الکترونيک]


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی