حفاظت ديسک لغزان از نوشته شدن اطلاعات جديد به وسيله يک شکاف که روى ديسک ايجاد مى شود[کامپيوتر]

حلقه حفاظت از نوشتن[کامپيوتر]

شکاف حفاظت از نوشتن ، بريدگى محافظ[کامپيوتر]

بى اثر کردن حفاظت در برابر نوشتن[کامپيوتر]

شيوه اى براى محافظت از نوشته شدن اطلاعات روى ديسک يا نوار[کامپيوتر]

يکبار نويس ، چند بار بازياب ، يکبار نويس ، چند بار بخوان[کامپيوتر]

حلقه ممانعت از نوشتن[کامپيوتر]

نوک نوشتن ، هد نوشتن[کامپيوتر]

حلقه پلاستيکى که بايد قبل از ضبط اطلاعات روى حلقه نوار قرار گيرد[کامپيوتر]

موتور سياه نويس[کامپيوتر]

نوشتن[کامپيوتر]نوشتن[حقوق]شرح چيزى را نوشتن ، با اب و تاب شرح دادن حذف ، کسر کردن ، سوخت شده ، محسوب کردن راى کتبى ، راى دادن به کسى که نامش در ليست کانديدهاى حزبى نيست نوشتن ، تاليف کردن ، انشا کردن ، تحرير کردن ، بعنوان يادداشت و براى ثبت نوشتن ، درج کردن ، ثبت

ى مورد استفاده واقع شده باشد ، توسعه و بسط اتوماتيک خطى از يک متن به دو خط يا بيشتر به واسطه محدوديت ناحيه اى از صفحه نمايش[کامپيوتر]چرخش 360 درجه اى ژيمناست ازبالاى ناحيه ران[ورزشى]کمر بند يا چيزى که دور بدن شخصى بسته باشند، شال

گونه نوشتار محيطى[کامپيوتر]

Word Processing Society، انجمن پردازش کلمه[کامپيوتر]

Words Per Minute، تعداد کلمات در دقيقه[کامپيوتر]

Word Processing، پردازش کلمه[کامپيوتر]

موتور القائى با حلقه لغزان[الکترونيک]

قطب مرکب[الکترونيک]

Write Once

سوراخ دسته بندى[کامپيوتر]

دسته بندى اعشارى ، دسته بندى ده دهى[کامپيوتر]

بيت هاى مخصوصى که در کنار بيت هاى عددى براى نمايش کاراکترهاى الفبايى بکار ميروند ، بيت منطقه ، بيت دسته بندى[کامپيوتر]

منطقه ، ناحيه دسته بندى[کامپيوتر]نوار ، زون[زيست شناسى]ناحيه ، منطقه ، حيطه ، محدوده[علوم مهندسى]منطقه[ --> Prohibited-Neutral-Occupation حقوق]دفاع منطقه اى ، منطقه دفاعى[ورزشى]منطقه عمل ، محوطه ، ناحيه ، کمربند حبه باروت[علوم نظامى]ناحيه ، منطقه[عمران]منطقه[روانشناسى]ناحيه ، منطقه[اقتصاد]بخش ، قلمرو، مدار،( در جمع )مدارات ، کمربند، منطقه ، ناحيه ، حوزه ، محات کردن ، جزو حوزه اى به حساب اوردن ، ناحيه اى شدن

پيل روى - زغال ، پيل لکلانشه[الکترونيک]

اتصال زيگزاگى[الکترونيک]

صفر کردن[کامپيوتر]تنظيم وسايل رمز يک ماشين رمز روى يک وضعيت ثابت[علوم نظامى]

پر کردن با صفر[کامپيوتر]

مولفه همقطب[الکترونيک]

انرژى در صفر مطلق[الکترونيک]

زنه صفر[الکترونيک]

برش با زاويه صفر[الکترونيک]

کامپيوتر با وضعيت انتظارى صفر[کامپيوتر]

موقوف کردن صفرها ، جايگزينى صفرهاى ماقبل يک عدد با جاى خالى به طوريکه صفرها در موقعيت چاپ عدد ظاهر نشوند[کامپيوتر]

شبکه محلى بدون شکاف[کامپيوتر]

سوراخ صفر[کامپيوتر]

پتانسيل خنثى[الکترونيک]

پرچم صفر[کامپيوتر]

پر کردن با صفر[کامپيوتر]

حالت يک سلول مغناطيسى زمانى که صفر را نمايش مى دهد[کامپيوتر]

روندى که حافظه را از صفرهاى مقدم بدون معنى که در سمت چپ ارقام با بيشترين معنى قرار دارند پاک مى کند[کامپيوتر]

بيت صفر[کامپيوتر]

ولت شبکه صفر[الکترونيک]

صفر[کامپيوتر]روى صفر تنظيم کردن ، صفر کردن صفر ، نقطه صفر ، محل صفر[علوم مهندسى]تنظيم کردن ديد براى دقت در تيراندازى[ورزشى]صفر ، هيچ ، مبداء ، قلق گيرى کردن تنظيم درجه جنگ افزار ، تنظيم دقيق دستگاه[علوم نظامى]صفر[عمران]صفر[اقتصاد]صفر، هيچ ، مبداء، محل شروع ، پايين ترين نقطه ، نقطه گذارى کردن ، روى صفرميزان کردن

توقيف کردن صفر[کامپيوتر]

تقسيم بر صفر[کامپيوتر]

کنفرانس بين المللى اموزش کامپيوتر[کامپيوتر]

ايستگاه کارى[کامپيوتر]

فضاى کارى[کامپيوتر]

پنجره صفحه کارى[کامپيوتر]

کاربرگ[کامپيوتر]


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی