رسانه

حمل‌پذیر

توزیع دو جمله ای

برش

بزرگ و کوچک کردن تصوير[کامپيوتر]

جعبه درشتنمايى[کامپيوتر]

بزرگ کردن ، درشتنمايى[کامپيوتر]هواپيما را با سرعت وبازاويه تند ببالا راندن ، زوم ، با صداى وزوز حرکت کردن ، وزوز، بسرعت ترقى کردن يا بالا رفتن ،( در فيلمبردارى )فاصله عدسى را کم و زياد کردن

علائم زف[کامپيوتر]

زف چنسرى[کامپيوتر]

پاک کردن ، حذف يک فايل يا پاک کردن ناگهانى يک صفحه فرمان پاک کردن تمام اطلاعات روى صفحه گسترده ، حذف ، پاک نمودن قسمتى از برنامه[کامپيوتر]

محور z ، محورى که روى يک صفحه مختصات عمق را نشان مى دهد[کامپيوتر]محور" زد["علوم مهندسى]

يک تراشه پردازنده 8 بيتى که به عنوان مبنايى براى ريزکامپيوترها بکار مى رود[کامپيوتر]

ناگذرايى[الکترونيک]بيست و ششمين و اخرين حرف الفباى انگليسى

صفحه حساس به تماس[کامپيوتر]

قسمتى از سيستم انحراف پرتو الکترونى که براى ادرس دهى يک نمايش تصويرى بکار مى رود ، جفت يا گروهى از هدهاى خواندن - نوشتن که به يکديگر متصل هستند و بر روى دو يا چند شيار نوار يا ديسک مغناطيسى حرکت مى کنند[کامپيوتر]قيد ، يوخ ، هسته ترانسفورماتور[علوم مهندسى]يوغ [ سکان[] علوم دريايى]دهانه ، طوق[معمارى]يوغ ، دوشاخه ، دوشاخه استقرار ، پايه استقرار[علوم نظامى]پشت بند قالب در موقع بتن ريزى[عمران]يوغ[الکترونيک )yolk(]زرده تخم مرغ ،( زيست شناسى )محتويات نطفه ، يوغ ،( مج ).اسارت ، بندگى عبوديت ، در زير يوغ اوردن ، جفت کردن ،( مج ).وصل کردن

قسمتى از سيستم انحراف پرتو الکترونى که براى ادرس دهى يک نمايش تصويرى بکار مى رود ، جفت يا گروهى از هدهاى خواندن - نوشتن که به يکديگر متصل هستند و بر روى دو يا چند شيار نوار يا ديسک مغناطيسى حرکت مى کنند[کامپيوتر]قيد ، يوخ ، هسته ترانسفورماتور[علوم مهندسى]يوغ [ سکان[] علوم دريايى]دهانه ، طوق[معمارى]يوغ ، دوشاخه ، دوشاخه استقرار ، پايه استقرار[علوم نظامى]پشت بند قالب در موقع بتن ريزى[عمران]يوغ[الکترونيک )yolk(]زرده تخم مرغ ،( زيست شناسى )محتويات نطفه ، يوغ ،( مج ).اسارت ، بندگى عبوديت ، در زير يوغ اوردن ، جفت کردن ،( مج ).وصل کردن

[ --> Color Separationکامپيوتر]

انتن ياگى[الکترونيک]

سوراخ سطر دوازدهم[کامپيوتر]

برش ايگرگ[الکترونيک]

اتصال ستاره[علوم مهندسى]اتصال ستاره[هواپيمايى]اتصال شلوارى[الکترونيک]

محور y ، محور عمودى روى يک صفحه مختصات[کامپيوتر]محور ايگرگ ها[علوم مهندسى]محور عرضها ، محور عرضى مختصات[علوم نظامى]محور واى[روانشناسى]محور ايگرگ[الکترونيک]محور عمودى[اقتصاد]

محور y ، محور عمودى روى يک صفحه مختصات[کامپيوتر]محور ايگرگ ها[علوم مهندسى]محور عرضها ، محور عرضى مختصات[علوم نظامى]محور واى[روانشناسى]محور ايگرگ[الکترونيک]محور عمودى[اقتصاد]

عرض منحنى[روانشناسى]گذرايى[الکترونيک]بيست و پنجمين حرف الفباى انگليسى

زى رايت[کامپيوتر]

اکس تى[کامپيوتر]

دريچه ياى ضمنى[کامپيوتر]

--> Exclusive OR، ياى ضمنى[کامپيوتر]

دستدهى[XON/XOFF کامپيوتر]

[ --> transmitterکامپيوتر]

[ --> transmitکامپيوتر]

يک پروتکل انتقال فايل غير همزمان براى کامپيوترهاى شخصى که انتقال سالم فايل ها را از طريق سيستم تلفن اسان تر مى سازد[کامپيوتر]

چاپگر تصويربردار از عکس ، چاپگر تصوير بردار[کامپيوتر]

تغييرى از سيستم عامل UNIX براى استفاده در ريزکامپيوترها[کامپيوتر]

فرمان[XCOPY کامپيوتر]

[ --> External Commandکامپيوتر]

[ --> External Functionکامپيوتر]

رسام مختصاتى[کامپيوتر]

نمودار[x-y کامپيوتر]

نمودار مختصاتى[کامپيوتر]

اشعه ايکس[عمران]اشعه ايکس[الکترونيک]

سوراخ سطر يازدهم[کامپيوتر]

ارتفاع[x کامپيوتر]

برش ايکس[الکترونيک]

محور x ، محور افقى روى يک صفحه مختصاتى[کامپيوتر]محور ايکس ها[علوم مهندسى]محور افقى مختصات يا محور طولها[علوم نظامى]محور ايکس[روانشناسى]محور طولها[اقتصاد]

What You See Is What You کلمه پردازهايى که تصاوير صفحه اى توليد مى کنند ، ويزى ويگ[کامپيوتر]

Working Storage، انباره داير[کامپيوتر]

اهن ورزيده ، اهن معمولى[شيمى]اهن ورزيده[معمارى]اهن نرم[الکترونيک]

پيام تشخيصى که توسط کامپايلر براى اگاهى استفاده کننده توليد مى شود[کامپيوتر]

موتور سفيد نويس[کامپيوتر]


قبلی 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58 59 60  بعدی